تبليغاتX
اندیشه ی سبز

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

عكسي واقعا دردناك از يكي ديگر از اعتراض كنندگان كه به شدت مجروح شده...

ديدن اين عكس به افرادي كه تحمل ندارند و افراد كم سن و سال توصيه نمي شود. (ممكنه حالتون بد شه)


براي ديدن عكس به ادامه ي مطلب رجوع كنيد...



ادامه مطلب
نوشته شده توسط رویا و اوستا در 22:59 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات است. 

آيت‌الله هاشمي رفسنجاني امروز (شنبه سيزدهم تيرماه) در ديدار جمعي از خانواده‌هاي بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات با اشاره به شور و اشتياق زايدالوصف ايجاد شده در مردم قبل از برگزاري انتخابات كه در نهايت به حضور حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي راي انجاميد، گفت: مردم سراسر كشور بسيار خوب و حماسي در صحنه انتخابات حاضر شدند، ولي متاسفانه وقايع پس از آن و مشكلاتي كه براي برخي به وجود آمده، ذائقه‌ها را تلخ كرد و فكر نمي‌كنم هيچ وجدان بيداري از وضع به وجود آمده راضي باشد. 

وي ترويج ادعاي تنازع بر سر قدرت را در سطوح بالاي نظام، انحراف در تبليغات ذكر كرد و گفت: حضور مردم در صحنه انتخابات به حق، حماسه‌اي جاودانه و ماندگار و رقابت‌ها در قالب خانواده نظام و با تاييد كانديداها توسط شوراي نگهبان صورت گرفت و جنگ براي قدرت در سطح بالاي نظام و خارج از خانواده نظام نبود و بلكه به تصريح همه اركان نظام رقابت در انتخابات وظيفه‌اي اسلامي، انقلابي و ملي است و نبايد توسط برخي به عنوان شكاف در نظام تلقي شود كه اين طرز فكر خود نوعي اهانت به مردم محسوب مي‌شود. (!)
هاشمي رفسنجاني با ابراز تاسف از اوضاع پيش آمده در جريان انتخابات و پس از آن گفت: اميدوارم با درايت و حسن مديريت مسائل، در روزهاي آينده شاهد بهتر شدن اوضاع، حل مشكلات و كاهش آلام خانواده‌هاي چشم‌ انتظار باشيم. 

وي افزود: بايد به فكر حفظ منافع و مصالح نظام در درازمدت بود.
رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، حفظ نظام اسلامي و دستاوردهاي آن را وظيفه اصلي مسوولان و مردم دانست و تاكيد كرد: بايد سعي كنيم با مراعات حقوق همه شهروندان موجب حفظ همدلي و وحدت، ضمن افزايش اعتماد و اعتبار نظام در نزد افكار عمومي، جلوي سوء استفاده دشمنان را نيز سد كنيم. 

در ابتداي اين ديدار جمعي از خانواده‌هاي بازداشت شدگان حوادث اخير، گزارشي از نحوه بازداشت همسران و فرزندان خود به اطلاع رساندند.
نوشته شده توسط رویا و اوستا در 22:48 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

موسوی حزب تاسیس میکند

ميرحسين موسوي حزب تاسيس مي‌كند. نخست‌وزير دوران دفاع مقدس كه در انتخابات رياست‌جمهوري دهم توانست آراي قابل‌توجهي را از مردم كسب كند، تصميم گرفته است كه براي ادامه فعاليت سياسي خود، يك حزب سياسي فراگير با تاثيرگذاري بر لايه‌هاي قدرت تاسيس كند. او در آخرين بيانيه خود خبر داد كه «گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گردهم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق مردم را پيگيري كنند... اينجانب نيز به اين جمع مي‌پيوندم.»
به اين ترتيب ميرحسين موسوي در دومين گام سياسي خود، تصميم مي‌گيرد يك بار ديگر فعاليت حزبي خود را براي ارتباط ارگانيك با مردم و هواداران ميليوني خود آغاز كند. موسوي پس از انقلاب با تشكيل حزب «جمهوري اسلامي» به اين حزب حكومتي پيوست. حزبي كه لبه‌ تيز انتقادات خود را متوجه دولت بني‌صدر كرده بود و توانست بني‌صدر را از رياست‌جمهوري خلع كند. در آن مقطع آيت‌الله محمدحسيني بهشتي دبيركل اين حزب بود و محمدجواد باهنر، آيت‌الله خامنه‌اي مقام معظم رهبري، هاشمي‌رفسنجاني و ميرحسين موسوي از اعضاي موثر آن بودند. حزب جمهوري اسلامي البته روزهاي سخت و پرفرازونشيبي داشت. از يك سو بني‌صدر كه رئيس‌جمهور بود تلاش مي‌كرد تا تمام كارشكني‌ها را به گردن اين حزب و اعضاي رده بالاي آن كه عضو شوراي انقلاب بودند، بيندازد و از ديگر سو جريان ترور كه توسط گروهك مجاهدين خلق راه‌اندازي شده بود، سران حزب را هدف قرار داده بود. ميرحسين موسوي در آن مقطع نه‌تنها در حزب جمهوري اسلامي فعاليت مي‌كرد، بلكه سردبيري روزنامه جمهوري اسلامي، ارگان اين حزب را برعهده داشت. حزب جمهوري اولين حزب سياسي بود كه پس از استقرار جمهوري اسلامي ايران تشكيل شد. اگرچه چندسالي بعد چراغ اين حزب خاموش و فعاليت‌هاي آن فروكش كرد اما نيروهاي برآمده در انقلاب توانستند، پس از مدتي فعاليت‌هاي حزبي خود را ادامه دهند. عده‌اي از گروه‌هايي كه قبل از انقلاب فعاليت چريكي- نظامي داشتند در سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گردهم آمدن با اين حال به علت وقوع جنگ از يك سو، اتفاقات دهه 60 از ديگر سو فعاليت‌هاي سياسي-حزبي امكان فعاليت نداشتند. سازمان مجاهدين انقلاب نيز به علت اختلافات درون گروهي فعاليت‌هاي خود را تعطيل كردند. نه جامعه روحانيت مبارز فعاليت خاصي داشت، نه حزب جمهوري اسلامي تلاش مي‌كرد چراغي بيفروزد و نه حتي ديگران. سال 66 پس از آنكه اختلافات در جامعه روحانيت مبارز بر سر انتخابات مجلس افزايش يافت، گروهي از روحانيون مانند مهدي كروبي، سيدمحمد خاتمي و موسوي‌خوئيني‌ها محمدرضا توسلي و امام جماراني از مجمع روحانيون مبارز را راه‌اندازي كردند تا فعاليت سياسي خود را از اين طريق دنبال كنند.
احزاب دولت‌ساختاري
با اين حال با تشكيل دولت هاشمي‌رفسنجاني، او بر آن شد فعاليت‌هاي حزبي را ارتقا دهد. به همين دليل تلاش‌ها به اين سو منجر شد تا حزب كارگزاران سازندگي تشكيل و در آستانه مجلس پنجم اعلام وجود كند. كارگزاران يك حزب دولت ساخته بود. هم دبيركل آن و هم ديگر اعضاي حزب وابستگي‌هاي زيادي به دولت هاشمي‌رفسنجاني داشتند.
اين اتفاق گويا رويه‌اي شد براي دولت‌هاي بعدي. چه آنكه در دولت سيدمحمد خاتمي حزب مشاركت متولد شد كه اغلب اعضاي آن در دولت سيدمحمد خاتمي نقش‌آفرين بودند. حتي در سال 84 نيز محمود احمدي‌نژاد تلاش كرد يك ستاد انتخاباتي به نام «رايحه‌خوش خدمت» را تا حد يك حزب سياسي ارتقا دهد و آن را يكي از اضلاع معادلات انتخاباتي بداند. اما از آنجايي اعضاي اين ستاد انتخاباتي، ريشه حزبي نداشتند، هيچ يك نتوانستند جايگاهي در بين سران جناح راست بيابند. اما در سال 84 يك اتفاق جديد در فرآيند حزبي ايران رخ داد.
احزابي كه پس از شكست تاسيس شدند
در سال 84 نه‌تنها مهدي كروبي اعلام كرد كه يك حزب سياسي راه‌اندازي مي‌كند، بلكه هاشمي‌رفسنجاني نيز سخن از تشكيل «جبهه اعتدال» به ميان آورد تا تمام كساني را كه در مرحله دوم انتخابات از او حمايت كرده بودند، شامل شود. اما به همان اندازه كه كروبي در جدايي از مجمع روحانيون مبارز و تشكيل حزب «اعتمادملي» جدي بود، هاشمي‌رفسنجاني در تشكيل «جبهه اعتدال» از خود سستي نشان داد.
اينگونه بود كه تنها پس از چندماه از انتخابات رياست‌جمهوري، مهدي كروبي يك حزب راه‌اندازي كرد، مجوز روزنامه گرفت و فعاليت‌هاي را براي راه‌اندازي يك تلويزيون ماهواره‌اي به نام «صبا» آغاز كند. اطرافيان احمدي‌نژاد نيز تلاش داشتند كه يك حزب دولت ساخته راه‌اندازي كنند اما از جايي كه سران جناح راست مشروعيتي بر آنها قائل نبودند و آنها را عنصر تشكيلاتي نمي‌دانستند، دولت نهم نتوانست هيچ‌گاه، حزبي تاثيرگذار راه‌اندازي كند. به همين دليل سياست گريزان از احزاب موجود را اتخاذ كرد و تلاش نمود با دوري از احزاب موجود، فعاليت‌هاي خود را به پيش ببرد. بلافاصله دولت در انتخابات سوم شوراها و بعد از آن انتخابات مجلس هشتم پي‌برد نياز به افراد حزبي دارد تا بتواند از آنها در لابي‌هاي سياسي استفاده كند. به همين دليل تلاش دولت معطوف به آن شد كه كمي به سوي احزابي مانند موتلفه گردش كند و با وعده پست در كابينه از نيروهاي آنان در مجلس و احزاب بهره بگيرد.
ميرحسين حزب تشكيل مي‌دهد
در انتخابات رياست‌جمهوري 88 نيز اگرچه چهره‌هاي مطرحي مانند ميرحسين موسوي، مهدي كروبي و محسن رضايي پا به ميدان گذاشتند اما اين افراد هركدام جداگانه فعاليت‌هاي حزبي را در توشه خود داشتند و ضمن آن برخي از احزاب نيز تمايل نشان دادند كه از آنها حمايت كنند. وقايع انتخابات و حوادث پس از آن، نقطه عطفي بود كه باعث شد ميرحسين موسوي تصميم بگيرد، پاي مردمي كه به او راي داده‌اند بايستد و از آراي آنان دفاع كند. به همين منظور او تلاش خود را معطوف به تشكيل يك حزب سياسي مي‌كند كه از هم‌اكنون برخي مطالبات آن نيز مشخص است. حزب ميرحسين موسوي كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، تصميم دارد در اين مرحله «اجراي اصول معطل‌مانده قانون اساسي» را در دستور كار خود قرار دهد. اگرچه ميرحسين موسوي تاكنون فقط وعده تشكيل حزب سياسي – مردمي خود را داده و هيچ‌گونه توضيحي درباره اعضاي آن نداده اما مي‌توان حدس زد كه چه كساني مي‌توانند به اين حزب بپيوندند. موسوي در طول مناظره‌هاي تبليغاتي خود بارها از حلقه‌اي نام برد كه اطراف او را گرفته و آنها نه‌تنها «پاك» هستند، بلكه افراد معتمدي هستند كه هيچ‌گونه مشكل مالي – سياسي نداشته‌اند. محمدرضا حسيني‌بهشتي، عليرضا حسيني‌بهشتي، بيژن نامدارزنگنه، ابوالفضل فاتح، قربان بهزاديان‌نژاد، علي عرب‌مازار از جمله كساني هستند كه در انتخابات رياست‌جمهوري دوره دهم گرد ميرحسين موسوي جمع شدند و حلقه اول ياران او را تشكيل دادند.
با اين حال اگر حزب ميرحسين موسوي كه احتمالا با نماد سبزرنگ فعاليت خواهد كرد، تشكيل شود، منحصر به اين افراد نخواهد ماند. طبيعتا برخي از اعضاي احزاب ديگر ممكن است از حزب خود جدا شده و به حزب سبز ميرحسين موسوي جذب شوند. ممكن است حزب مشاركت و مجاهدين انقلاب كه در انتخابات اخير تمام‌قد از ميرحسين دفاع و حمايت كردند، برخي اعضاي خود را در حزب ميرحسين موسوي بيابند و آرام‌آرام فضاي سياسي كشور، تحولات جديدي را در حوزه احزاب مشاهده كند. بي‌شك حزب سبز موسوي، در كنار حزب اعتماد ملي كروبي به علت آنچه در انتخابات رياست‌جمهوري رخ داد، پيشاپيش ديگر احزاب و گروه‌هاي دوم‌خردادي قرار مي‌گيرند.
ميرحسين موسوي اگر مي‌خواهد حزب تشكيل دهد، البته ناچار است يك بار ديگر پا به ساختمان وزارت كشور بگذارد. ساختماني كه از آن خاطره خوشي ندارد. اين اتفاق ممكن است تا قبل از پايان دولت نهم رخ دهد. چراكه اگر او رياست احمدي‌نژاد را بر دولت دهم مشروع نداند، براي رياست دولت نهم، مشروع مي‌داند و به همين دليل بعيد نيست كه حزب سبز او قبل از پايان دولت نهم مجوزش را دريافت و در قالب يك جمعيت اقتصادي – سياسي اعلام موجوديت كند. البته ممكن است ميرحسين موسوي و اطرافيان او ترجيح دهند كه جمعيت توحيد و تعاون را كه چندين سال است فعاليت مي‌كند، تا سطح يك حزب سياسي ارتقا دهند. به همين دليل بايد از هم‌اكنون منتظر فعاليت‌هاي اخير موسوي و هواداران او ماند. اگرچه فعاليت‌هاي آنها بي‌واكنش نيست.
واكنش مخالفان ميرحسين
البته در اين ميان مخالفان ميرحسين موسوي تلاش مي‌كنند كه او نتواند به اهداف خود برسد. روزنامه كيهان كه برخي از اعضاي آن عضو دولت محمود احمدي‌نژاد شدند و از رانت‌هاي دولتي برخوردار است، روز گذشته تاسيس حزب توسط ميرحسين موسوي را به «ستون پنجم» تعبير كرد كه قرار است از «آتش زير خاكستر» استفاده كند.
حسين شريعتمداري مديرمسوول كيهان معتقد است كه موسوي به دنبال آن است كه از «آتش زير خاكستر و حفظ آن به عنوان يك دمل چركين و نيشتر نخورده براي آتش‌افروزي و فتنه‌انگيزي در آينده» استفاده كند. به همين دليل او بيانيه آخر موسوي را يك «پروژه ديكته شده از سوي آمريكايي‌ها» قلمداد كرده و هدف آن را «فرار از مجازات قطعي به جرم قتل انسان‌هاي بي‌گناه... و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا» دانسته و تاسيس حزب موسوي را نه‌تنها قانوني نمي‌داند و نمي‌خواند او مي‌گويد: «حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است، نمي‌تواند قانوني باشد زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرائم متهم هستند.»
سرمقاله‌نويس كيهان به همين دليل معتقد است كه ميرحسين حزب خود را «غيرقانوني» تشكيل داده است و چاره آن اين است كه «چشم فتنه را بايد كور كرد.» به‌اين ترتيب به نظر مي‌رسد فاز جديدي از برخورد با ميرحسين موسوي و اطرافيان او به بهانه تشكيل حزب خود به زودي آغاز مي‌شود و اين فرآيند معلوم نيست تا كي ادامه پيدا كند
نوشته شده توسط رویا و اوستا در 21:22 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

چندی پیش میرحسین موسوی در جلسه‌ای با گروهی از استادان دانشگاه، به بررسی شرایط کنونی و افق آینده پرداخت و ضمن شنیدن نظرات دیگران، دیدگاههای خود را نیز در محورهای مختلفی بیان کرد. هرچند حمله نیروهای امنیتی به اعضای آن جلسه باعث تاخیر در انتشار محتوای مذاکرات شد، اما هنوز هم سخنان آقای موسوی که مربوط به فضا و زمان قبل از تایید نهایی انتخابات توسط شورای نگهبان است، خواندنی است.

 

به گزارش «موج سوم» به نقل از آینده، متن کامل صحبتهای مهندس موسوی در این جلسه به شرح زیر است:

ما‌ها متهم هستیم که امریکایی هستیم، اروپایی‌ هستیم و وابسته به بیگانگان هستیم. برای همین طرح این نقشه ی بیگانگان و موضع گیری در برابر اون‌ها به نظر من برای همه واجب هست. پس باید در این زمینه بیان بشه و گفتگو بشه. واقعا هم اگه ما قبول داشته باشیم که یکی‌ از مهمترین دستاورد‌های انقلاب ما استقلال ماست، این مساله ایجاب میکنه که ما در این رابطه موضع داشته باشیم هر چند به ضرر خودمون باشه. که من میگم ضرر هم نداره اما اگه به ضرر خودمون هم بود ما باید موضع می داشتیم و باید وسیع‌ تر روی این کار بشه و هرچه سریع تر مواضع روشنتری را بیان کنیم.

اگر چه ما این تاثیر رو کاملا نمیتونیم از بین ببریم به دلیل این که ریشه‌های مشکل هنوز وجود داره. هنوز رسانه‌هایی‌ که می‌تونن با مردم صحبت بکنند، جلب اطمینان مردم کنند و نظر مردم رو برگردونند به نیرو‌های مخلص داخلی‌ که نظام، اسلام، کشور و استقلال کشور رو قبول دارن، اینا کار نمی‌کنه و ما در این رابطه با مشکل وسیع‌ روبرو هستیم. توی این هفته اخیر من دائم با کسانی‌ که تماس گرفتن بحث کردم و گفتگو کردم که این به ضرر همه نظام هست و این به ما لطمه خواهد زد. متاسفانه ما نتونستیم که راه حلی‌ پیدا کنیم.همین الان که من خدمت شما دوستان صحبت می‌کنم ۲۴، ۲۵ نفر از کارکنان کلمه سبز دستگیر شدن. همه رو یک جا دستگیر کردن به این عنوان که شما قصد توطئه دارید. خوب این نشان عدم شناخت کسانی‌ هست که الان مسائل رو میخوان اداره کنند و در این زمینه موضع دارن.

در مورد قانونی‌ عمل کردن، من از قدیم اعتقاد داشتم و الان هم اعتقاد دارم که عمل کردن حتی به جنبه‌های صوری قانون برای ما نقطه عزیمت هست و ما نمیتونیم از این مساله عقب بکشیم و اگر یک قانونی‌ رو هم قبول نداریم باید از طریق قانونی‌ به دنبال حلش باشیم. من این رو بار‌ها تو جریان انتخابات بیان کردم. و این تبلیغاتی که هست که من غیر قانونی‌ عمل می‌کنم این دروغ محض هست. بنده کاملا قانونی‌ عمل می‌کنم حتی در رابطه با شورای نگهبان، ما یک شکایتی تشکیل دادیم ولی‌ اگه ۷ نفر از اعضای شورا بر خلاف قانون طرفدار یک جریانی هستن که ما اعتراض داریم به این مساله، اونا بخوان که بنده کرنش هم بکنم در مقابلشون، تو جلسه شون هم حاضر بشم، بنده نمیرم. بنده گزارشم رو دادم و شکایتم رو کردم و اگر اینا درست عمل بکنن این شکایت در دسترسشون هست. شخصی‌ مثل آقای محتشمی هم دائم پیگیر این قضیه است، میره، میاد و آماده است که در جلسات حضور پیدا کنه وشرح بده.

شما دیدین که در مورد همین اظهار نظری که آقای کدخدایی کرد در مورد شهر‌هایی‌ که بیشتر از واجدین شرایط رای داده شده گفت که این ۳ میلیون رای هست و در کل آرا نمیتونه تاثیر بذاره که آقای کروبی یه جوابی‌ داد که در روزنامه اعتماد ملی‌ که مربوط به حزب اونهاست خود اون اعتراض رو سانسور کردن. یعنی‌ شما دقت کنین بعضی‌ جاهاش خالی‌ هست و عین عبارات ایشون نقل نشده. این فضایی است که الان باز کرده اند در سطح کشور. ما یقینا غیر قانونی عمل نمی کنیم، قانونی عمل می کنیم. مطالبی را هم که جناب آقای دکتر حاضری در اول جلسه بیان کردند بسیار مهم و خوب است که اینها مطرح بشود...

بله موارد گوناگونی هست که از اون طریق میشود اعتراض کرد به وضعیتی که به وجود آمده و کاملا در چهارچوب قانون هم باشه. البته جوی هم دارن میسازن. امروز موج خونخواهی‌ از موسوی رو در کیهان تیتر زدن. اینها جو سازی برای ترور شخصیت هست و سرکوب کردن این حرکت. من به ذهنم میاد با این روشنی و آگاهی‌ که مردم دارن اینها اثر عکس خواهد گذشت. جو رو رادیکال میکنه و مشکلاتی رو ایجاد میکنه اما حاصلی برای تثبیت و یا مشروعیت بخشیدن به این دولت نخواهد داشت.

تصور من این هست که، البته ان شاء الله این جور نباشه، شورای نگهبان بالاخره خواهد گفت که هیچ اتفاقی نیفتاده. از نظر چارچوب‌های صوری قانونی‌ دولتی در کشور تشکیل خواهد شد و ادامه پیدا خواهد کرد. ولی‌ فرقی‌ که هست این هست که اگر دولت در دوره قبل نا کار آمدی داشت و دروغ و دغل و هزار جور مسائل، مشکلاتی هم برای خودش و کشور ایجاد کرد، این دفعه مشکلی‌ هم که اضافه می‌شه این هست که از عدم مشروعیت رنج خواهد برد و شبهه خواهد بود که این اصلا درست تشکیل شده یا نه که این موقعیت دولت رو در سطح بین الملل و در سطح داخلی بسیار‌ آسیب پذیر خواهد کرد و چه بسا باعث میشه که دولت در چنین وضعیتی امتیازاتی هم به بیگانگان بده. دولت‌ها معمولا وقتی‌ ضعیف میشن چنین وضعیتی پیدا می‌کنن. ما قراینی هم داریم که دولت فعلی‌ هم هر وقت مشکلی‌ پیدا کرده تو این زمینه کوتاه اومده.

در مسائل داخلی‌ هم همین جور، ما مشکلات بسیاری پیدا خواهیم کرد.ولی‌ مساله اساسی‌ این هست که دولت به صورت رسمی‌ وقتی‌ تشکیل میشه، با تنفیذ و بعد با سوگند در مجلس، نیرو‌های دیگه چه‌ کار خواهند کرد. این یکی‌ از مهم‌ترین سوالاتی هستکه ما داریم. دیروز یک جلسه ای بود که ما خدمت بعضی دوستان داریم، حرف این بود که در سطح ملی یک فعالیت وسیعی براساس اتفاقاتی که در کشور رخ داده، بیداری که در کشور ایجادشده، ما باید عمل بکنیم. این به معنای مخالفت با دولت به این معنی‌ که هر کاری میکنه ما کارشکنی کنیم نباید خدای ناکرده باشه ولی‌ در سطح ملی‌ و مستقل از دولت ما باید کار‌هایی‌ رو سامان بدیم که امکانش هست.

ولی‌ یک چیز مهمی‌ که در اینجا هست این هست که اینها به دنبال به قول فرنگی‌‌ها هژمونی کردن وضعیت فعلی‌ هستن. میخوان رضایت مردم رو پشتوانه کار خلاف قانون خودشون قرار بدن. این نکته حساسی هست. یعنی‌ قانع بکنن که اتفاقی که افتاده همه اشتباه کردن و آقایون درست گفتن و انتخابات همه چیش سالم بوده و خوب بوده. این چیزیست که ما نمیتونیم تن در بدیم و در سطح ملی‌ این حقمون هست که از طرق قانونی‌ بگیم که اتفاقی که افتاده اتفاق بدی بوده و اگر آگاهی‌ نسبت به اون وجود نداشته باشه میتونه مساله استبداد و دیکتاتوری رو در کشور ما نهادینه بکنه یا خدای نکرده ما رو به جاهای بدی ببره.

بنده از اول انتخابات بحث قانون گریزی رو مطرح کردم. من نمیدونستم که به این نقطه میرسیم که خود انتخابات بهترین دلیل و برهان برای اون خطری باشه که من از ابتدا حس می‌کردم که مهمترین مساله کشور این قضیه هست. و این آشکار شد که در این کشور می شود یک چنین قانون گریزی به این صورت و به این وسعت اتفاق بیفته که این همه چیز رو در کشور ما امکان پذیر میکنه.

ولی‌ این وضعیت وقتی‌ میتونه در کشور پایدار بشه که بتونن مردم رو راضی‌ بکنن، نیرو‌های متدین کشور رو قانع بکنن که هیچ اتفاقی نیفتاده و همه چیز مطابق قانون اتفاق افتاده و مساله‌ای نیست و حتی این دستگیری‌ها رو توجیه بکنن و این بستن جراید رو توجیه بکنن و خیلی‌ چیز‌های دیگه رو توجیه بکنن. این همون چیزیست که ما باید راجع بهش تبلیغ بکنیم برای زنده نگه داشتن اصول قانون اساسی‌ و اعتقادات دینی خودمون و استقلال کشور خودمون و ارزش‌هایی‌ که با انقلاب بزرگ ایران به رهبری حضرت امام در کشور ما ایجاد شده.تو این زمینه به نظر من همه سهم دارن و نقش دارن و هر کس باید با ابتکار خودش کاری انجام بده. ما به تدریج باید اتاق فکر‌هایی‌ ایجاد بکنیم و خط مشی‌‌هایی‌ که همه بهش اجماع بکنیم باید پیدا بکنیم. ولی‌ تا اون موقع من فکر می‌کنم یه کاری باید بکنیم که در سطح عموم هر کس هر ابتکاری داره، مثل همان که گفتیم هر شهروند یک ستاد، کار خودش رو انجام بده. این مساله رو ما در یک سطحی میتونیم پیش ببریم

ارتباط با اقشار مختلف از جمله مرجعیّت

خوشبختانه در سطح ملی ما قشرهای گوناگونی رو سراغ داریم که به این مساله حساس شدند از جمله روحانیت. روحانیت را تک و توکی در همین راهپیمایی ها می دیدیم و دوستان می دونند. الان در خود قم هم یک تحرکاتی هست و یک فعالیتهایی در این رابطه انجام میدند چون ما با تعدادی از فضلای قم ملاقات داشتیم ، خود مراجع و پایداریشون برای اینکه تایید نکنند (انتخابات رو)‌ با اینکه فشار زیادی روشون بوده خودش در این زمینه نشون دهنده این موضوع هست. ولی این نیاز به کار بیشتر دارد. فقط صرفا تماس گرفتن من نیست و عده ای رفتن و امدن نیست همه احساس نیاز به این مساله بکنیم و ارتباطات خودمون رو با مراجع بیشتر کنیم هر کس دسترسی داره و در این رابطه اطلاعاتی داره و یا تحلیل داره. انتقالش من به ذهنم میاد که اثر گذاره یعنی با یک زمینه خوبی در این رابطه روبرو هستیم.

بقیه اقشار جامعه هم همین جور و باید همین کار را انجام بدیم.ما باید تلاش بکنیم که حرکت آینده بیرون از نظام قرار نگیره. این برای ما خطرناکه و برای کشور هم خطرناکه و ما اعتقاد هم نداریم یعنی من به ذهنم میاد که ما در داخل نظام هم حرکت خواهیم کرد منتها نظامی که امام تعریف کرده با اون اسلام نابی که ایشون تعریف می کرد به دور از تحجر و با جسارت، روشنی، شجاعت و یک برداشتهایی که عقلانی باشه و با دنیای جدید هم مناسبت داشته باشه. خوب ما در این چهارچوب نقد کننده خواهیم بود و شکل دهنده به حرکتهایی جدید هم خواهیم بود.

بحث تکثر رهبری شد، بنده هم به این مساله اعتقاد دارم. الان تماسهایی با آقای کروبی، قبلا حتی با آقای رضایی با آقای خاتمی و دیگران داشتیم و باز هم این ادامه پیدا خواهد کرد و قصد داریم کمی این رو بسط بدهیم و هرچقدر این بسط پیدا کنه و گسترده تر بشه آسیب پذیری ما کمتر هست و از عقل جمعی گسترده تری هم بهره خواهیم برد. در برنامه های اتی هم انشالله این لحاظ خواهد شد و اینجور نیست که حرکت تکی باشه، البته سیل حرکت ممکنه به سمت من باشه ولی یقینا این ربطی به من نداره و خیلی جنبه گسترده تری دارد مساله. بیداری که در کشور ایجاد شده به نظر من برگشت ناپذیره، یعنی ما در هر شرایط امنیّتی و فشاری غیر ممکن است که وضع را به شش ماه قبل برگردونیم. اتفاقی در کشور ما افتاده که به نظر من برگشت ناپذیره. ما باید به این اعتقاد داشته باشیم. منتها روندها معلوم نیست که همیشه به سمت مثبت باشه یعنی این اگر خوب اداره و مدیریت نشه ممکنه آثار خیلی نا مطلوبی ازش در بیاد همیشه حرکتهایی که در قالب توسعه و رشد مطرح می کنند همیشه رو به جلو نیست ممکنه قهقرایی هم اتفاق بیفته و ما باید مراقب این قضیه باشیم. بهترین استفاده بشه برای پیشرفت کشور و این درحالی است که همین جلسات ادامه داشته باشه آگاهی ها گسترش پیدا بکنه و این حرکت مدیریت بشه مخصوصا با شوکی که الان وارد شده به مردم. این شوک بسیار از نظر من عمیق و گسترده است.

یکی از مهمترین مسائل ما موضع رسانه هاست، ما رسانه ها را در طول انتخابات از طریق رجوع مردم حل کردیم اگه دقت می کردید اون روز ما نه از تلویزیون نه از رسانه های هزینه بر [استفاده نمی کردیم.] حتی پوسترها رفت روی کاغذهای A4 و هزینه خود ستاد که انشاءالله مطرح خواهد شد. دیده خواهد شد که تا چه اندازه صرفه جویی صورت گرفته و در مقابل دستاورد بزرگی که داشتیم .

منتها یک نگاه مدرنی نسبت به استفاده از فضای مجازی در حقیقت بوجود آمده و جوانان استقبال کرده اند. این رازِ، رمز کار آتی ماست. من احساس نمی کنم که به زودی ما کانالی رو در اختیار بتونیم بگیریم و جراید وسیعی داشته باشیم ولی در نظر داشته باشیم که با توجه به گسترش فضاهای مجازی و امکاناتی که در این رابطه بوجود امده اگر به ابداعات و ابتکارات جوانان های خودمون تکیه بکنیم و ازش استفاده بکنیم و با همین روحیه تکیه بکنیم به خلاقیت افراد در هرجایی که هستند این یک مقداری می تونه این خلا رو پرکنه تا دسترسی به امکانات وسیع تری را داشته باشیم.

بحث میشه که شبکۀ ماهواره در خارج از کشور داشته باشیم کانالی داشته باشیم در رابطه با رسانه ها؛ من فکر میکنم باید همه اینها رو روی یک میز گذاشت و از هیچ کدوم نباید صرف نظر کرد ولی اونچیزی که الان میتونه در دسترس باشه این است که در حالیکه همه چیز در حال فیلتر شدن و بسته شدن است ما باز هم با استفاده از نیروی جوانی بیاییم [اینها را] گسترش بدیم فضاها رو گسترش بدیم و از اونها بخواهیم که راه حلهایی برای این حرکت و این نهضت ایجاد بکنند برای اطلاع رسانی.

ما در این زمینه خیلی خلاء داریم و مشکل داریم موضع گیری بسیار حادی که اخیرا صدا و سیما گرفته . البته من مطابق تجربیاتی که دارم این مقدار اغراق که الان در صداوسیما هست برای کوبیدن حرکت بوجود آمده اثر عکس خواهد داشت. ولی‌ منجر به آشفتگی‌ ذهنی‌ میتونه بشه، تردید‌هایی‌ رو میتونه ایجاد کنه، و من آثارش رو می بینم. یعنی‌ روز اول سوال از تقلب نبود، همه احساس می کردن تقلب صورت گرفته، ولی‌ الان سوال می‌کنن دلیل چیه، نتایج چیه، آمار چیه. که باز در این رابطه هم باید خودمون رو تقویت بکنیم، کار بکنیم، ولی‌ من میگم رسانه‌ها موثر هستن. ممکن است که آقایی که میاد فحش میده همون لحظه یه خشمی رو بر می انگیزه، ولی‌ سوال‌هایی‌ رو هم در پشت سر صحبتش در ذهن مردم بر می‌‌انگیزه که یه گروه اندک نمی‌تونن به تنهایی‌ جواب بدن. همه باید مسئول جواب دادن به این مساله بشوند.

این آقای دکتر حاضری میدونن که - از اول هم همینطور- یه گروه اندکی‌ هستیم که قدرتی‌ که ستاد پیدا کرد در ارتباط با جمع کثیری بود که ملت ما بهش اقبال کردن. الان هم چنین نیازی هست. و در این اقبالی که از ستاد شد، کار ظریفی‌ که صورت گرفت این بود که ما گفتیم که جلوی هیچ نوع ابداع و ابتکاری گرفته نشه. باز باشه و هر کس هر کار درستی خواست بکنه و این پاسخ داد. الان هم ما چنین چیزی را نیاز داریم، و برای همین، همین جمعی‌ که اینجا هست، به نظر من خودش میتونه بشینه فکر کنه که چه گونه میتونه فضا رو باز کنه تا ما رسانه‌های قابل دسترسی‌ داشته باشیم. در مورد پشتوانه حقوقی از اول توی ستاد کار می شد، و یکی‌ از برادران بسیار ارجمندی که اسمش هم امیر ارجمند است دستگیر شد و الان زندان است. و بعضی‌ از دوستان متعهد و قوی هم کار می کردن. خود ما هم اخیرا متوجه شدیم که این بخش رو باید تقویت بکنیم، گسترش بدیم و کار بکنیم

لزوم بهره گیری از ابتکارات و گرایش های مردم

در مورد لباس شخصی ها که مطرح شد. اصلا حضور لباس شخصی ها می دانید که جنبۀ غیر قانونی دارد. بنده هم اعتراض کردم. یک متن حقوقی هم نوشتیم که منجر به واکنش رییس پلیس و دستگاه های دیگر شد که نشان دهندۀ حساسیت قضیه است. من به ذهنم می رسه که این اعتراض که جنبۀ حقوقی و قانونی دارد نسبت به این موضوع باید ادامه داشته باشد. این می تواند زمینه را تنگ کند برای این که از این نیروها استفاده بکنند. چون کسانی که قوه ی قهریه بر علیه مردم به کار می برند با لباس های مشخص با آرم مشخص باید باشد از نظر قانونی، و همه نمی توانند این کار را داشته باشند و به این وضع ظاهر شدن ]درست نیست[. خود مردم هم واکنش قوی و محکمی راجع به این موضوع دارند که باید از این مساله هم استفاده کرد. همون چیزی که دوستان اشاره کردند که بعضی از این ها شناسایی می شن و توی سایت ها معرفی می شن روش موثری است و این را ]دست [کم نگیرید و این را ادامه بدهید و خود این یک مقدار کنترل کننده است. و کار حقوقی و اعتراض حقوقی و اعتراض سیاسی هم نسبت به این مساله باید ادامه پیدا بکند. و توی کشورمون این مساله ریشه کن بشه. اگه ما پلیس داریم اگه نیروی نظامی داریم ]نیروی[ انتظامی داریم خوب اونا باید بیان با مسایل اگه خلافی هست برخورد بشه و این مسایل ]لباس شخصی ها[ باید از کشور برود.

یه سوالی شد که بدون تشکل چرا وارد شدی؟ بنده یک برآوردی داشتم که هنوز هم فکر نمی کنم که اشتباه کرده باشم که دیر این رو مطرح کردم. به هر جهت اگر یک سال پیش این رو مطرح کرده بودم اصلا به انتخابات نمی رسیدم و نمی گذاشتند برسم. بنده 15 اسفند می خواستم حتی این را دیرتر ]مطرح[ بکنم که فرصت یک مقدار کار داشته باشم تا دوستان حواسشون جمع بشه یک کمی ما جلو برویم. برای همین 15 اسفند مطرح کردم. حالا به زبان بی زبانی به همه می گفتم که آقا من نمی تونم الان مطرح بکنم. جو سازی می شه فلان می شه بهمان می شه و این ثابت شد الان در وضعیت فعلی، و واقع بین بودم در این زمینه و فکر نمی کنم که غیرواقع بین بودم. یقینا من اگر در ماه فرضا مهر و آبان مطرح کرده بودم به عید نمی رسید مساله ی شرکتم در انتخابات. به هر حال ولی تصور بنده از وسعت تقلب و نوع کاری که شد این نبود. من این را قبول دارم که فکر می کنم همۀ ما غافلگیر شدیم. بنده تنها غافلگیر نشدم یعنی اطلاعاتی که الان می رسد و بحث ها و گفتگوهایی که می شود ]راجع به تقلب[ خیلی گسترده تر از آن چیزی است که ما فکر می کنیم. و باز هم بنده اطلاع دقیق نداشتم که مقام معظم رهبری این قدر به رییس جمهور علاقه داره شاید اون موقع اگه از اول گفته می شد شاید بنده یک فکر دیگه ای می کردم راجع به این مساله.

ما در خود انتخابات مشکل دیگه ای هم پیدا کردیم و مسالۀ مقدمۀ انتخابات هست که فوق العاده مهم است. که آن ها هم دست کم ندارد جنبۀ قانونی دارد انجام آن کارها. یعنی مواردی نقل شده که خود این انتخابات را حتی اگر درست هم انجام می شد همون مقدمات ]را زیر پا گذاشتن برای ابطال انتخابات کافی بود]. مثل کسی که بدون وضو وارد نماز شده و خوب نمازش باطل است. بنابراین مقدماتی که صورت گرفته مقدماتی است که غیرقانونی و خلاف قانون بوده. مواردی هست مثل پول پخش کردن ها و دروغ پردازی ها و کارهای مختلفی که صورت گرفته. یک موردی اش هم الان کشف شد که قانون داشتیم که از نظر مساله نفت که چه جوری یارانه بدهند و توزیع بکنند. مجلس الان اعتراض کرده به عنوان یک کار غیرقانونی. معلوم است که به خاطر انتخابات اجرای این مساله را به تاخیر انداخته اند. حالا این ها جدا توی روند انتخابات هم توی مقدمات دیگه اش که در آستانه ی انتخابات اتفاقاتی افتاد که هر کدومش می تونست ما ها را فلج بکند از جمله تعطیلی اس ام اس هاست. ما تمام شبکه ی ارتباطی مان را بر این اساس تنظیم کرده بودیم. با کارشکنی ای که برای ناظرین ما گذاشته بودند و محدودیت هایی که در این زمینه به وجود آورده بودند- ما فکر کرده بودیم از این طریق ]می توانیم ارتباط برقرار کنیم[ و اطمینان هم داده بودند که این از بین نمی رود و بر این اساس قرار بود که یک کار وسیع صورت بگیرد. یک ساختمانی تعبیه شده بود با تعداد زیاد افرادی که متخصص باشن اطلاع بگیرن با کامپیوتر و رایانه های گوناگون. همۀ این ها با تعطیلی اس ام اس ها اصلا از بین رفت. وقتی ما همان روزها اعتراض کردیم ۲ گروه از سوی ۲ کانال ما به مخابرات رجوع کردند آن ها هم بدنه شان گفتند و هم مقامات رسمی شان گفتند که ما نکردیم و به دستور ما نبوده. خوب برگشت به جاهای دیگه و این خودش اخلال کننده در کارهای ما بود. به اضافۀ موارد دیگه ای که طرح شد.

یکی از دوستان سوال کرده که ادامۀ راه تا کجا؟ قطعا این ادامۀ راه تا کجا یکی این مقطع کوتاه فعلی را در بر می گیرد و یکی ماه های آینده و حتی سال آینده را ]در بر[ می گیرد. بر می گرده که ما اون چیزی که در کشور اتفاق افتاده را یک فهم دقیق ازش داشته باشیم و خوب ارزیابی بکنیم و براساس آن موقعیت جدید را بسنجیم و تشخیص ]داده[ خواهد شد و روندها رو پیش بینی بکنیم و بر اساس آن برنامه هایی را بریزیم. این جا یه سری بحث هایی می تواند باشد که حداقل یک جلسه ی کلی را می تواند به خودش اختصاص بدهد توی همین جمع هم می تواند باشد. توی جامعه شناس ها یا دوستانی که رشته ی علوم سیاسی هستند می توانیم به آن بپردازیم. توی اتاق های فکر هم می شود به این مساله پرداخت و راه حل هایی هم کوتاه مدت و هم دراز مدت می تواند برای این مساله پیش بیاید.

آن چیزی که بسیار مهم است این است که نیروهایی که به این جریان علاقمند هستند و خودشان در انتخابات شرکت کرده اند یک نوع طیفی از فکرها در آنها مطرح است. بعضی ها می گویند باید سریع تر مطالب خیابانی باید جمع بشود و باید به یک فاز دیگه ای منتقل بشه و بعضی ها مدافع این هستند که این مسائل باید ادامه پیدا بکنه. بعضی ها تند هستند و بعضی ها کند. این بحث و گفتگوهایی است که باید ادامه پیدا کند و در یک حالت جمعی ما راه حل هایی باید برای آنها فکر بکنیم. یقینا بین شما هست بین دوستان ما هم هست. انشالله به یک نتیجه ای باید برسیم. الان ما اقتضایی عمل می کنیم. بعضی چیزها هست که ما اصلا واقعا دنبال مردم می دویم. خیلی از اتفاقاتی که بعد از انتخابات روز جمعه افتاد به هیچ وجه زادۀ هیچ نوع تدبیر مرکزی و دستوری نیست. خود آن راه پیمایی عظیمی که دوشنبه اتفاق افتاد و دوستان هم می دانند و بیشتر دوستان در آن حضور داشتند. تصور می شد که عدۀ کمی در آنجا خواهند آمد. خود حضور بنده در آنجا توی ستاد بحث کردیم و به این ترتیب بود که ممکنه مردم جمعیت کمی باشد و این خشونتی که علیه مردم می شود شاید اگر بنده بروم یا این خشونت کم بشود و یا ما هم یک کمی کتک بخوریم و دل مردم بیشتر ]خون[ نشه. با این دید ما رفتیم ولی اون جمعیت عظیم بود و مردم بیش از آن چیزی که ما فکر می کردیم حضور داشتند. یا مثلا جمع شدنان در میدان توپخانه قطعا با برنامه مرکزی و ستاد مرکزی صورت نگرفت و امثال این ها.

الان هم هنوز این کارها به نظر من ادامه دارد. حتی من توی اطلاعیه ها گفتم این آرم سبز و نماد سبزی که انتخاب کردیم از خود داخل مردم به سمت ما اومد و نه این که اندیشمندان خیلی متفکری ما داشته باشیم و فکر بکنند و این را کار بکنند و جا بندازند. نه توی یکی از مسافرت ها یه جوان ۱۸-۱۹ ساله پیشنهادش رو داد بعد با پیشنهاد اون یک شال سبزی انداختند گردن ما و یکی به خبرنگارها گفتند و یکی هم لباس سبز و من هم حس زیبایی شناسانه ام بد نیست به دلیل رشته هنری. فکر کردم که این می تواند خیلی بگیره و خود فاتح و دیگران هم همین اعتقاد را داشتند و تبدیل به یک نمادی شد که به عنوان یک دالّ شناور به قول امروز توانست یک عده زیادی را در سطح ملی به خودش جمع بکنه و تبدیل به یک پرچم بشه. به دلیل غنای این رنگ در تاریخ فرهنگی ما خیلی کمک کرد. واقعا یک رنگی است که ما همیشه به اهل بیت علیهم السلام این را نسبت می دهیم و جنبۀ مذهبی برای ما داره و مردم یک احساس خوشی و زیبایی در مورد آن دارند. بخشی از پرچم سه رنگ به این رنگ آمیخته است و خود طبیعت هم این چنین است. خداوند متعال هم خیلی کمک کرد. همان قرعه ای که به رنگ سبز در آمد خیلی در سطح کشور اثر داشت. و این ها از درون صفوف مردم در آمد. من می خواهم بگویم که هنوز هم ما نیازمند بهره گیری از ابتکارات و گرایش های مردم هستیم و نمی خواهم بگویم که برنامه نداشته باشیم و همه اش به دنبال این مساله برویم ولی این به اصطلاح دو طرفه باشه.

اهمیّت ایرانیّت در کنار اسلامیّت آقای دکتر... تاکید کردند که بر اسلامیت نظام تاکید بشه، خود این اسلامیت درمورد خطره ، این درسته ، البته تجربه ای رو اینجا خدمت دوستان منتقل بکنم که درطول انتخابات ما چیزی رو یاد گرفتیم و رسیدیم. اینو من در جلسه دیروز هم نقل کردم که ما رفته بودیم رشت برای تبلیغ ، ما رفتیم مزارع چایی ،بارون هم میومد، وسط اونجا ضمن اینکه بحث میکردیم چطوراین مزارع چایی و این کساد پیش اومده یک نفر به خاطر عرق ایرانیش آورده و کاشته و ما داریم از دست میدیم و چه مشکلاتی داریم و اینها. اونجا من به ذهنم رسید که غیر از اینکه چایی خارجی میاد و تمام چایی داخلی را از بین میبره. خود این بی اعتنایی به محصول داخلی یک نوع بی اعتنایی به همون عرق ایرانی یا احساسات ایرانی [است] که ما همه مون داریم. در کشور ما هست.

به ذهنم آمد که خیلی از مسائل رو از این زاویه هم ما می تونیم مطرح بکنیم در سطح جامعه برای همین وقتی برگشتم اون سالن ورزشی که مردم جمع شده بودند صحبت میکردیم، من گفتم این مسئله ای که تو بازارهای رشت برنج باسماتی الان وجود داره و برنج خودشون به فروش نمیره یامثلا صنعت نوقانمون از بین رفته یا چاییمون از بین رفته یه معنای اقتصادی داره که همه می دونیم، اما گفتم خوب یک کمی عرق ایرانی، یه کمی حس علاقه به وطن که اینقدر در این چند صدساله داشتیم این کجا رفته. خیلی هیجان وسیعی در سطح سالن ایجاد شد . بسطش دادیم تو بقیه حرکتی که در سطح ملی داشتیم، که همیشه گفتم اوجش رو و صحنه بسیار زیبایش را در مسجد سیّد اصفهان دیدم وقتی بحث رو از یک زاویه ای مطرح کردم. مردم بدون اینکه بنده این شعار را داده باشم شروع کردن پا کوبیدن به زمین و" ایران ایران" گفتن که در فیلم مجید مجیدی هست این قضیه.من به ذهنم میاد که این [ایرانیّت] یک چیزی است که در این بیست سال اخیر حالا، حداقل، گم شده. چون من حضرت امام رو شخصی میدونستم که به این احساسات ارج میگذاشت. توی رویه های گوناگونش من دیدم و نقل قولهای مختلفی هم می تونم بکنم. حالا غفلت کردیم ، البته در سند چشم انداز بیست ساله هم بحث ایرانیت و اسلامیت بحثش مطرح شده. برای ما آینده ای - که آینده ی دشواری است که تا این وضعیت تثبیت بشه - احتیاج داریم که به این مسئله برگردیم برای بر انگیختن مردم و جمع کردن اونها بر محور کارهایی که کشورمان را از مشکلات حفظ بکنه و ما را به سمت یک راه حلهایی برانه که به نفع کشور باشه. برای انسجام خودمون برای تشکیل دادن گروهها برای فعالیت های اقتصادی برای فعالیتهای فرهنگی و نظایر اونها .

منتها وقتی که ما ایرانیت رو اینجا مطرح میکنیم همونطور که مرحوم شریعتی یک موقع مطرح میکرد که وقتی که ما برمی گردیم به عناصر تشکیل دهنده ملیت در ایران واقعا بخش عمده اش اسلامیّه، اصلا نمیشه اینها رو از هم تفکیک کرد. ما ایرانیتی نداریم که منهای اسلامیت باشه، بله رژیم سابق تلاش میکرد که همینکار رو انجام بده و شکست خورد . در انقلاب اسلامی، حالا قبل از انقلاب اسلامی هم به این مسئله هم حساسیت پیدا شد که شهید مطهری یادتون هست بحث اون کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران مطرح کرد که یکی از مهمترین کتابهایش است. بعد از انقلاب هم این در ذهنیت ما بوده اما خوب از این مسئله استفاده نکردیم.

الان موقعیتی است که می تونیم استفاده کنیم بسیاری از سیاستهایی که ما با آن مخالف هستیم و لطمه زننده به استقلال کشور ما، به اقتصاد کشور ما و منجر به عقب موندگی ما شده به دلیل عدم حساسیت به همین عرق ایرانیگری و علاقه به کشور هست به نظر من.

ما در یک سالن نشسته بودیم زنجان بود دانشجویان نشسته بودند یک چندتا از این بچه هایی که مزاحم می شدند بودند اونجا ، من دیدم که پرچم فلسطین تکون میدن گفتیم که پرچم فلسطین رو همه علاقه داریم و خودمون هم مدافع بودیم از اول انقلاب هم جزو کسانی که بیشترین شعار رو دادیم بودیم ولی توی یه جمعی که داریم درباره انتخابات ایران صحبت می کنیم پرچم فلسطین چه معنایی داره، همه بچه ها شروع کردند شعار دادن و اون فرد خجالت کشید و پرچم رو کشید پایین.اون موقع که من می خواستم این شعار رو بدم و این بحث رو بکنم یاد این قضیه افتادم که یاسر عرفات ایران اومده بود اول انقلاب، اولین مسافر خارجی که ما داشتیم یاسر عرفات بود، اومدند ایران ، یک دفعه خبر دادند به حضرت امام که ایشون میخوان برن خوزستان. گفت جلوشو بگیرید. جلوشو گرفتند میخواست به عنوان عربیتی که اونجا هست بره و از این مسئله استفاده بکنه همون موقع برخورد شد.

ما در این مدت گذشته مخصوصا در چهار سال گذشته این مسئله رو از یاد بردیم و این مسئله مهمی که باید بهش رجوع کنیم، و می تونه در شعارهای ما و خط مشی های اساسی آتی ما اثر بگذاره و بنده به این مسئله معتقدم و این مسئله و قضیه را دنبال خواهم کرد.یک سری راه حل هایی شده مثل تحریم صدا و سیما که من وارد اونها نمی شم ...دوستان ایراد گرفته که شما نمی دونستید اینطوری پیش میاد؟ نه من واقعا فکر نمی کردم به این وسعت، که تقلب به این گستردگی بشه اما به نظر من چیزی که باید به عنوان فرصت تلقی بکنیم - اون اتفاقی که در کشور ما افتاده - ما باید اینطور تصور کنیم که جنبه دفعی و آنی نداشته بلکه این انتخابات چیزی را رو کرده که در بطن کشور ما و نظام ما در حال شکل گیری بوده و خوشبختانه این عریان شده این بیان شده و آشکار شده و خطرش دیده شده و این رو باید به عنوان یک فرصت دید.

به سلایق مختلف مردم توجّه کنیم - روشهای پر هزینه پشتیبانی مردم را کم می کند - فکر نکنیم از راه قانونی نمی شود مقابله کرد میگفتن که، قانون گریزی، یه چیزای دیگه هم میگفتن. وقتی‌ که بحث دروغ شد مردم اون پوستر خیلی‌ قشنگ رو ساختن که یه دروغ نوشتن و روشم یه علامت [ممنوع] زدن . بنده به عنوان کسی‌ که حالا کمی‌ تو رشته هنر سر رشته دارم [میگم] یکی‌ از قویترین پوستر‌های طراحی شده تو صد سال گذشته است، و گویا ترین. بنده هیچ شهری نرفتم بعد از اون جریان که این آرم رو ندیده باشم. به طور طبیعی‌ دست مردم عادی دیده می‌ شد. بالا خره یک چیز هایی‌ در این کشور اتفاق افتاده که در این انتخابات رو شد و بعضی‌ شون تبدیل به پوستر شد. اون محکومیت دروغ فقط محکومیت دروغ دولت نیست، بلکه [محکومیت] میل به دروغ و ریایی است که متاسفانه در جمع ما به شکل عمیقی به وجود آمده، به دلیل سیاست‌های مختلفی‌ که ما در زمینه فرهنگ داشتیم.

مردم قبل از انتخابات، سعی‌ کردند بر این مساله غلبه پیدا کنند. این موج سبزی که شروع شد از تجریش تا میدان راه آهن در حقیقت برای غلبه بر این مساله بود که این ریا و نفاق رو - که باعث تکه تکه شدن ملت ما، خانواده ها و سلیقه‌های گوناگون است - پشت سر بگذره. برای همین وقتی‌ [موضوع] دروغ و پوستر را می بینیم - من این پوستر را نمیدونم کی‌ کشیده، چون یک کمی‌ عامیانه هم هست، ولی‌ گویایی اش در همون عامیانه بودنش است - یا چیزهایی‌ نظیر این. من گمان می‌کنم که عریان شدن حکومت و این گرایش هایی‌ که در بطن جامعه بود رو به عنوان یک پدیده خوب بشناسیم و از آن استفاده بکنیم و پیش ببریم.

مردم راه حل‌ها را هم نشان دادند. مردم دلشون می‌خواد با هم باشن، شاد باشن، ایران رو دوست داشته باشن، پیشرفت داشته باشه، علم داشته باشن، سلیقه‌های مختلف همدیگر رو تحمل کنند، آزادی باشه.
من یک چیز خنده داری برام اتفاق افتاد که واسه آقای خامنه‌ای هم نقل کردم. اینجام میگم که جلسه سرور پیدا کنه. روزی من داشتم میرفتم یافت آباد، از نواب داشتم می رفتم، یه پیکانی کنار ما افتاد که طرفدار های احمدی نژاد توش بودن. من رو شناختن، سرشون رو بیرون کردن و پوستر آقای احمدی نژاد رو داشتن و شعار دادن که "آزادی اندیشه با چیز و چیز و چیز نمیشه". من هم گفتم کند بکنیم که با هم برویم، و شروع کردیم با هم شوخی‌ کردن. نزدیک ۱۰ دقیقه یک ربعی که کنار هم می رفتیم، من ندیدم که اونا حس خصمانه‌ای نسبت به من داشته باشن که مثلا بخوان چیزی رو پرت کنن یا ماشین شون را به سمت من منحرف کنن یا اینکه من احساس ناجوری داشته باشم که مثلا اهانت شد و بد شد و این حرفها.

خوب ما قبل از انتخابات یه همچین روحیه‌ای رو در کشور پیدا کردیم که افکار و اندیشه‌های مختلف در کنار هم قرار بگیرن. قطعا اگر نظام از این مساله استفاده میکرد ما به یک راه حل‌های میانه‌ای برای سرعت پیشرفتمون میرسیدیم.من گمان می‌کنم یکی‌ از کارهای آتی ما زنده کردن همین روحیه در میان ملتمون باشه. هر نوع حرکتی که بخواد اختلاف بین صفوف مردم بندازه، بین این گروه و اون گروه، بین راست و چپ، بین طبقه پایین و بالا، و امثال اینها ما باید در برابرش موضع داشته باشیم. یعنی‌ ما نباید مشهور باشیم به اینکه خودی وناخودی می‌کنیم. ملت ما یک پارچه است و سلایق گوناگونی هست که اینها همدیگر رو تحمل می‌کنن. یک آدمی جانی است، خوب می گیرند و پشت قفس می‌ گذارند. بقیه مردم تا وقتی‌ برائت دارند میتواند در کنار هم زندگی‌ کنند و همدیگر را تحمل کنند
.
قبل از انتخابات و جریان انتخابات این را عیان کرد که میتواند هم‌چین چیزی باشد. نمونه اش رو سوال می کنند، نمونه اش خیابان‌های ما در شبهای قبل از انتخابات در خیابان‌های ما بود که خون از دماغ کسی‌ نیامد، یک دونه خشونت یا درگیری که منجر به جرح و ضربی بشه شما نمیتونید مثل بیارید. ما نباید بذاریم این دستاورد از بین بره تو ادبیاتی که به کار میبریم یا توی صحبت‌های که می‌کنیم و در ارتباطی‌ که با مردم داریم، باید آن را به شکل دستاورد داشته باشیم.

ما نباید - بنده رو متهم میکنند، بنده نیستم ولی‌ مهم نیست - کاری بکنیم که این جریان به قانون گریزی متهم شه. این نکته بسیار مهمی‌ است. فکر نکنیم از راه قانونی‌ نمی‌شود مقابله کرد، نمی‌شود خواسته‌ای رو مطرح کرد. هم در سطح جهان ما نمونه‌هایی داریم که افرادی مبارزه کردند و نتیجه گرفتند، و هم در داخل کشور ما بوده این قضیه. و فکر نکنیم سختی این راه کمتر از راه غیر قانونی‌ است. بعضی‌ فکر میکنند راه انقلابی این است که همه چیز رو پشت سر بگذاریم و به اصطلاح مثل تانک وارد قضیه بشیم، نه! راه قانونی‌ درد سر داره، سختی داره، مشکل داره ولی‌ یه چیز پایدار تری میتونه واسه کشور ما ایجاد بشه. این مساله ما را کمک می‌کند و قشر‌های مختلف جوش بخوریم، با روحانیت جوش بخوریم، افراد رو دور هم جمع کنیم، ریسک کار دست جمعی‌ رو برای اقشاری که نیاز داریم پشت این فکر بیافتن رو پایین بیاریم.

خوب اگر دائم، مردم ما برای یه مدت طولانی‌ در معرض این قضیه باشن که ضرر می کنند و مشکلات پیدا می‌کنن. به طور طبیعی‌ با مشکلات و وضعیت اقتصادی که داریم، پشتیبانیشون از این حرکت کم خواهد شد. وضعیت رسمی‌ هم نباید بگذاریم هژمونیک شود، یعنی‌ حالتی که رضایت مردم را جلب کنند که خیلی‌ چیز خوبی است که همین جوری تحمل کردن. باید شرح بدهیم و خطراتش در آینده رو مطرح کنیم.

حرکت در چهارچوب نظام

بنده اشاره کردم که کارهامون باید در همون چهارچوب نظام هم انشالله باید باشه. حالا از نظر تشکیلاتی چه باید کرد و آیا حزب لازم هست و غیره رو به نظرم باید بگذاریم اتاقهای فکر کمی کار بکنه. دیروز ما یک بحثی که با یک عده دوستان و مدیران کشور داشتیم گفتیم که با وضعیتی که دولت درست کرده که یک نیروی عظیمی رو در حقیقت رها کرده و پشت سر گذاشته، این رو اگر در کنار اساتید دانشگاه و نیروهای نخبه کشور قرار بدهیم یک طرح جامع ملی از طریق تشکیل ان جی او هایی که در زمینه های مختلف اقتصادی و فرهنگی و سیاسی غیره فعال باشند اما در یک مرکزیتی به هم جوش بخورند و از یک خط مشی ای پیروی کنند می توانیم یک جریان عمیقی در کشور راه بیاندازیم. کار سختی است اما کاملا شدنی است و می توانیم آنرا انجام دهیم.این کار منجر به این می شود که ما نیروی بیدار شده و زنده را در صحنه نگه میداریم. نا امیدی را که بزرگترین مهلکه ای است که ما ممکن است دچار شویم می توانیم پس برانیم.

الان همه شماها یادم هست که وقتی تو این جمع می امدید ۲۵ سال پیش این جمع رو تشکیل دادیم جوان بودید. من از اولِ تشکیل این جمع بودم. همه شما فرزندان بزرگ دارید. احتمالا در خونه هاتون فرزندانی دارید که با سیاست قهر کرده بودند و با شما همراه شدند (حضار: از ما جلوتر افتادند) و خوب از شما جلوتر افتادند (حضار: ناامید شدند) آه بحث سر همین است که باید کاری کنیم که ناامید نشوند و باید کاری کنیم که اینها ناامید نشوند و باید راهی برایشان باز کنیم و بگیم که آینده گرچه سخت ولی قابل ساختن برای کشور هست.

همه حکومت ما که دولت نیست و همه تاریخ ما هم ۴ سال یا ۸ سال نیست. ما یک کشوری هستیم با یک تاریخ طولانی. البته تاریخ نوشته ما ۲۵۰۰ سال ۳۰۰۰ سال و امثال این هست ولی ما در موزه هامون اشیایی با سابقه ۱۲۰۰۰ سال هم داریم. یعنی یک تمدن بیسیار دیرین داشیم و یک تمدن کهن هستیم. فراز و نشیب های بسیاری هم داشتیم و این هم یکی از اون فراز و نشیب هاست. قربانی هم می طلبه. ممکنه چند نفر سرشون زیر آب بره بالا برند پایین برند ولی تو اصل تاریخ ما این مساله تاثیر نمیگذاره ما این رو باید به جوونهای خودمون منتقل کنیم و باید بهشون منتقل کنیم که بالاخره زحمت داره و همینطور دودستی یک آینده خوب و یک آینده پیشرفته رو به همه نمی آیند تحویل دهند من گمان نمی کنم یک کشوری وجود داشته باشه که الان اون رو مترقی بدانیم و این دوره ها نگذرونده باشه یعنی همه کشورها بالاخره از یک مسیرهای سختی گذشته اند و ما هم این مسیر سخت رو داریم.

انشالله باید این روح امید رو به جوونهای خودمون مخصوصا بدمیم و این وحدت رو بین ملت خودمون حفظ کنیم که پیش بریم. راه حل هم باید فکر کنیم و راه حلهای عملی پیدا کنیم.این فضای اداره مدت یک ماه آینده یکی از دشوار ترین قسمتهای مسیری است که در اون افتادیم. احتمالات زیادی هست. البته کمترین هزینه رو موقعی نظام می داد که می آمد و از یک طریقی راست آزمایی می کرد حقیقت یابی می کرد و همه تن در می دهند به اون و رضایت پیدا می کردند. حالا به راه حلی برسیم یا نه خوب یک راه حلهایی هستد آقای خاتمی برای راه حلی اقدام کرده اند مراجعی در قم دنبال راه حلهایی هستند بعضی شخصیتهای نظام هم دنبال راه حلهایی هستند بلکه راهی در این زمینه بجویند که آیا میشود.

حالا مثلا ابطال دو مرحله ای شدن یا جمع به اصطلاح حقیقت یاب که بیاید نظر بدهد و مساله رو یک سره کنه احتمال اینکه این راه حلها به نتیجه برسه من نمیگم صفره ولی نزدیک به صفر هست و من امیدی ندارم ولی خوب باید این مسیر رو به هر حال رفت. در مورد شورای نگهبان احتمال من میدم و انشالله اینجور نباشه که یک طرفه عمل بکنه ولی ما دعا می کنیم که یک طرفه عمل نکنه. حتی اگه به فرض اینکه برسه به ۵ درصد تقلب همون حداقل ۵ درصد را علنی بیاد اعلام بکنه که یک کار غیر قانونی صورت گرفته و همین باز هم دل مردم رو تا اندازه ای خنک می کنه.

که حالا تا چه اندازه بکنند به نظرم یک مساله است ولی خود ما خیلی مهمه که چی کار می خواهیم بکنیم و انتظاراتی که در مردم بوجود آمده. بخشی از مردم شعارهای خیلی تندی می دهند و اوایل که خیلی تند بود و اصلا طوری بود که بنده در خیابان ظاهر می شدم حتما شنیدید که موسوی موسوی رای مرا پس بده انگار که رای ها رو من جمع کردم (خنده) گفتم که بابا دست من نیست (خنده حضار) گفتم که انشالله با هم تلاش بکنیم وپس بگیریم (حضار: رای ما را پس بگیر. بگیر ) - اره البته پس بگیر - البته خود مردم واقع بین شدن و میدونن که امکانات محدوده و با این واقعیت دارند خودشون رو سازگار می کنند و کارهای خودجوشی رو انجام می دهند.

این مساله با وضعی هست که طبیعتا با خسارت هایی که هست ادامه داشتنش محل سوال هست. این چیزی که آقای دکتر حاضری اول جلسه مطرح کردند فوق العاده به نظرم مهمه که بحث و گفتگو گذاشته بشه و خود این میتونه راه رو باز کنه که در یک ماه آینده چه کار باید بشه.ما در حدی که ستادمون الان برقرار، یک ستاد درب و داغونی داریم دیگه. حمله کردن یک عده رو گرفتن هر آدمی که احساس می کنند می تونه موثر باشه همون رو دستگیر می کنند. به رده های بالا رسیدند.

همون علیرضا بهشتی که دستگیر کردن در ستاد مرکزی ما و روزنامه کلمه جزو آدمهای موثری بود که حضور داشت. ما فکر می کردیم که هر دو علیرضا بهشتی (دیگری فرزند آیت الله بهشتی است) رو بگیرند. اون یکی علیرضا بهشتی را هم تا دم دستگیری رفتند اما رها کردند.

بالاخره با این وضعیتی که داریم ارزیابی کنیم که انشالله تصمیماتی که گرفته میشه با مصالح ملی ما و با اعتقادات دینی و اخلاقی ما سازگار باشه. ما جو هرچقدر تند بشه و بد بشه نباید از این اخلاق و آرمانهایی که بهش اعتقاد داریم دست برداریم حتی اگر به خاطرش قربانی بشیم. ما انشالله تا آخر دروغ نگیم، درست عمل بکنیم، اگه چیزی روشن شد قبول کنیم، اگه راه خوبی باز شد حتی اگر به ضرر ما بود از اون استقبال بکنیم. خداوند هم من یقین دارم که اگه این نیت رو داشته باشیم به ما کمک می کنه.

بنده شهادت بدم اتفاقاتی که افتاد که اتفاقات بزرگی بود به مدیرت ضعیف خودمون نسبت نمیدم .ما یک جمعی بودیم - جناب دکتر منوچهری هم زیاد میخنده (خنده) چون میدونه، وقوف داری (خنده) - یک آدمهایی بودیم و یک جمعی بودیم و نشستیم و گفته شد حتما اینجور بشود و اینجور بکنیم ولی به دلیل صداقتی که در کار بود خدا برکت داد و این فضای ملی که یک سرمایه ای برای کشور شد ایجاد شد. در آینده هم بیش از این که به مدیریت خودمون اعتقاد داشته باشیم باید به اخلاق خودمون تکیه کنیم و البته در مساله مدیریت هم باید تدبیر داشته باشیم در این چهارچوب پیش بریم من دلم روشنه که یقینا این حرکتی که بوجود آمده به نفع ملت ما خواهد بود

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 21:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه چهاردهم تیر 1388

18 تیر

اطلاع رسانی تظاهرات های هیجده تیر:

1- هر گاه سوار تاکسی ، مترو ، اتوبوس و .. شدید ، چند نسخه اطلاعیه را جهت آگاهی هم میهنان آنجا بگذارید
2- اگر توانایی دارید آن را شباهنگام در منازل بیاندازید و یا بر دیوارها بچسبانید
3- در سوپر مارکت ، فروشگاه و شرکتهای مختلف که می روید ، به نحوی اطلاعیه را روی میز یا ویترین بگذارید
4- اگر می ترسید چند نسخه پرینت و کپی بگیرید و به دوستان و آشنایان مطمئن خود بدهید و از آنها بخواهید همین کار را انجام دهند.

مسیر پیشنهادی و کارشناسی شده برای تهران

1- میدان ونک – میدان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
2- میدان قندی – خیابان سهروردی – میدان هفت تیر – خیابان کریم خان – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
3- میدان امام حسین – میدان فردوسی – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
4- میدان امام خمینی (توپخانه) – میدان 31 شهریور – خیابان حافظ – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
5- میدان راه آهن – میدان منیریه – خیابان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
6- خیابان رودکی (سلسبیل) – خیابان آزادی – میدان انقلاب
7- میدان آزادی – خیابان آزادی – میدان انقلاب
8- میدان صادقیه – ستارخان – میدان توحید – بزرگراه نواب – خیابان آزادی – میدان انقلاب
9- تقاطع جلال آل احمد وکارگر – خیابان کارگر – میدان انقلاب

مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی 18 تیر در شیراز

1- خیابان ستارخان – خیابان ملاصدرا – خیابان زند – فلکه ستاد
2- میدان دانشجو (علم) – خیابان باغ ارم – بلوار آزادی – فلکه ستاد
3- چهارراه سینما سعدی – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
4- دروازه کازرون – چهارراه گمرک – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
5- شاهچراغ – چهارراه نمازی – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
6- دروازه اصفهان – – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد

مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی 18 تیر در تبریز

1- میدان ستارخان – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
2- میدان انقلاب – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
3- تقاطع خواجه رشید – پل قاری
4- چهرراه آبرسان – چهارراه منصور – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
5- چهارراه ارتش – چهارراه باغشمال – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
6- چهارراه حکیم نظامی – چهارراه شهناز – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
7- چهارراه لاله – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
8- نصف راه – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
9- میدان بهار – چهرراه بهار – میدان نماز – میدان دانشسرا – پل قاری

مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی 18 تیر در اصفهان

1- میدان فرح آباد – خیابان وحید – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
2- چهاراه دانشگاه – خیابان حکیم نظامی – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
3- دروازه شیراز – چهارباغ بالا – سی و سه پل
4- فلکه فرودگاه (بسیج) – فلکه فیض – خیابان میرفندرسکی – چهارباغ بالا – سی و سه پل
5- فلکه بزرگمهر – فلکه خواجو – سی و سه پل
6- میدان احمدآباد – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
7- سبزه میدان – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
8- میدان نقش جهان – دروازه دولت – چهارباغ پایین – سی و سه پل
9- میدان وفایی – چهارراه دکتر بهشتی – چهارراه قصر – سی و سه پل

مسیرهای پیشنهادی راهپیمایی 18 تیر در مشهد

1- پارک ملت – بولوار سجاد – فلکه راهنمایی
2- میدان بوعلی – میدان فردوسی – فلکه راهنمایی
3- خیابان مطهری – میدان تختی – فلکه راهنمایی
4- حرم امام رضا – میدان سعدی – میدان تختی – فلکه راهنمایی
5- میدان هفده شهریور – میدان ده دی – سناباد – فلکه راهنمایی
6- میدان دکتر شریعتی – فلکه احمدآباد – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
7- میدان فلسطین – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 20:59 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم تیر 1388

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان
 

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد. 

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.  

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

 امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم. 

                                                                                                میر حسین موسوی

                                                                                                    10/4/88

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 20:45 |  لینک ثابت   • 

جمعه دوازدهم تیر 1388

تا آخر عمر پای مردم و انقلاب ایستاده ام

نيرو به همسايه شمالي گسيل داشتيد تا چگونه مردم را با زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل بترسانند
بعد از انتخابات خون به سنگفرش خيابان پاشيده‌شد
بابت اين حسن ظن به مسئولين از مردم عذرخواهي مي‌كنم

انا لله و انا اليه راجعون
ملت بزرگ و فهيم ايران!
لازم مي‌دانم ابتدا از مردم ايران عذرخواهي کنم؛ هم به خاطر چندين ماه اصرار و ابرام براي حضور در انتخابات رياست جمهوري و هم به خاطر همه آن عزيزاني که در اين مدت زحمات زيادي را براي آنها موجب شدم و با لطف و عنايت خود مسير انتخابات را هموار و زمينه حضور عظيم و بي‌سابقه‌اي را فراهم کردند.
پيش از همه اذعان مي‌کنم که بسياري از شما پيشتر و دقيق‌تر مي‌دانستيد که چه خواهد شد و متوجه شده بوديد،همان گاه که مي‌پرسيديد «چه تضميني براي آراي ما وجود دارد»، يا زماني که مي‌گفتيد «نتيجه انتخابات معلوم است و شما آب در‌هاون مي‌کوبيد.» با اين همه مي‌خواهم بگويم از کرده خود پشيمان نيستم و شما هم از اين تلاش عظيم و حضور يکپارچه ضرر نکرده ايد.حرکت ما در جهت تحکيم مباني جمهوريت، اسلاميت و ايرانيت بود و ماه‌ها با کمک دوستانمان تلاش بي‌وقفه‌اي داشتيم که «مطالبه محوري» را در صحنه انتخابات به يک اصل تبديل کنيم و با توجه به اوضاع و شرايط کشور آنچه به عنوان برنامه و راه برون رفت از شرايط فعلي مي‌توان انجام داد را براي حل مشکلات مردم و تحکيم پايه‌هاي استقلال و آزادي در کشور عنوان کنيم. ما براي تغيير آمده بوديم،گرچه نيروهاي غيبي و ظاهري مانع از تغيير در قوه مجريه شدند. با اين همه فراتر از اين تغييري در شرايط کشور و روحيات جامعه و آگاهي مردم بيش از آنچه تصور مي‌شد، صورت گرفت و اذعان مي‌کنم که اين تغيير به مراتب فراتر از تصميم من بود.
آمدنم در صحنه انتخابات به ياد و عشق امام راحل بود، به ياد روزهاي فداکاري و از خودگذشتگي، قدم نهادن در مسير مسووليت پذيري و نه جاه پرستي، خودخواهي و تحقير ديگران.
آمدن براي گفت و گوهاي بالنده‌تر اجتماعي و نه طرد هر کسي که غير از سخن من کلمه‌اي به زبان مي‌راند؛
آمدن براي گفت و گو و شکستن فضاي يکسويه حاکم بر اوضاع کشور عمومي؛
آمدن براي ديدن بهتر و کامل‌تر جريان اداره کشور؛
آمدن براي روشن کردن چرخه ناکارآمد مديريت اجتماعي کشور؛
آمدن براي تغيير در سياست‌هاي تحکم آميز و تحجرمآبانه داخلي؛
آمدن براي گفتن از موضع استقلال، شجاعت وحريت؛
آمدن براي غبار روبي از چهره جوان و نوجوان، دانشگاه و اصحاب فکر و انديشه؛
آمدن براي تعامل با همسايگان و دولت‌هاي خارجي؛
آمدن براي بازداري از شکل گيري فرهنگ و ادبيات مستبدانه در عرصه جامعه؛
آمدن براي شفاف سازي امور اجرايي و ارتباط بخش‌هاي گوناگون اقتصادي و برنامه محوري؛
آمدن براي همه اين‌ها و همه آنچه گفته شد و غير از اين‌ها همه براي تغيير بود و تغيير براي ايران. حاصل اين همه آمدن‌ها که زمان وسيعي را به همراه اراده و ارادت به ملت بود، آن شد که توانستيم فضاي يخ زده کشور را شکستيم، مطالباتي که حق مردم بود بازگو و بازتعريف کرديم، افق نقد را به طلوع سپيدي نزديک‌تر سازيم، جرات گفتن و شنيدن را براي مسوولان و نامزدها به اوج رسانديم، شجاعت ديدن واقعيت‌ها را در همه زمينه‌ها ارتقا بخشيديم، گفت و گو با همسايگان، آمريکا، اعراب و مسلمانان را به جايگاه مطمئني نزديک ساختيم و با ارائه برنامه‌ها، بيانيه‌ها، اعلام مواضع و ديدگاه‌ها، ناگفته‌هاي بزرگي را با عظمت گفتيم و جامعه را از ترس‌هاي غير منطقي دور کرديم و همگان را اين سو و آن سوي مرزها ايران به گفت و گو ترغيب کرديم و شما در همه اين لحظات و برداشتن اين گام‌ها همراه و ياور من بوديد و چگونه مي‌توان فراموش کرد شکوه شب‌هاي پيش از 22 خرداد را که همه ايران يکپارچه شور سياسي و شوق انتخابات شده بود و دنيا با همه بزرگي خيره بر اين عظمت و آزادگي حاصل از انقلاب اسلامي. چه تصاوير به ياد ماندني از آن همه شب‌ها و شورها و جوان‌ها که ايران را يکپارچه غرق در مردمسالاري و حضور سياسي ساخته بود. چقدر دنيا از آن شب‌ها و انقلاب و عظمت ايران ياد کرد و چه باورنکردني که يک هفته بعد تصاوير آن شکوه به فرياد اعتراض و الله و اکبر شبانه تبديل شد و خون به سنگفرش خيابان پاشيد و با ضرب باتوم‌ها و گاز اشک آور به جان زن و مرد و پير و جوان.... و چه سقوط آزادي از اوج قله عظمت در تصوير جهاني به حاکميت شلاق و زندان گلوله...
با چکمه و باتوم به جان و مال مردم هجوم بردند، صدها نفر سازماندهي شده به خوابگاه دانشجويان حمله کردند و قلب دختر جوان را با گلوله شکافتند و از پشت بام مسجد با يونيفرم مردم را به گلوله بستند و صدها نفر را در خانه و خيابان دستگير کردند و تا سر حد مرگ کتک زدند و چه زشتي‌هايي که در کلام در حق آنها روا داشتند. ده‌ها نفر از رجال مذهبي و سياسي را شبانه دستبند زدند و وا اسفا که چه زود انتقام دو ماه آزادي نسبي را گرفتند و همه را روانه زندان‌ها و سلول انفرادي کردند تا در چنين شرايطي سخت لب به سخن بگشايند و به انقلاب مخملي اعتراف کنند!
اين چه انقلاب مخملي است که رهبران آن دو تن از زنده‌ترين و با سابقه‌ترين ياران امامند و مورد تاييد شوراي نگهبان و رهبري براي حضور در انتخابات و حداقل 15 ميليون نفر(بر اساس شمارش خود طرف) به آنها راي داده‌اند؟
روياي انقلاب مخملي در ذهن اين‌ها بوده يا آنها که کابوس آن را مي‌ديدند و نيرو به همسايه شمالي گسيل داشتند که آموزش ببينند تا چگونه مردم را با حالت ارعاب و قيافه مهيب و هجوم موتور و زدن باتوم و پرتاب گاز فلفل و زدن کابل بر سر پير و جوان و زن و مرد و اتومبيل و مغازه بترسانند تا مبادا کسي جرات حضور آرام و در صحنه اعتراض ماندن را به خود بدهد و بعدها هم با همان روش‌هاي تبليغاتي و در بوق کردن حرف‌هاي غير واقعي، همه را محکوم به اغتشاش، انقلاب مخملي، تخريب و ده‌ها اتهام ديگر نموده و تا جايي پيش رفتند که مردم را به قتل يکديگر و رفتن در لباس بسيج براي زدن خودشان هم متهم کردند!
به راستي که اين انتخابات در عين اينکه پرشور‌ترين، سياسي‌ترين و با شکوه‌ترين انتخابات در اين سي سال بود، پر مساله‌ترين نيز بود که با اعتراض‌هاي گسترده مردم، شخصيت‌هاي سياسي و گروه‌ها مواجه شد و متاسفانه نهادهاي مسوول به جاي پاسخگويي و رفع شبهات درباره ترديد‌هاي جدي و تخلفات اساسي خواستند با طرح ادعاهاي مضحک همه چيز را تحت تاثير قرار دهند. شما مردم حق داريد که لااقل اين سوال را از نظام بپرسيد که چگونه دو تن از ياران انقلاب که مورد تاييد و با صلاحيت و نيز همه گروه‌هاي اطرافشان يک شبه به عاملان انقلاب مخملي و هواداران گروه‌هاي اغتشاشگر و مردم معترض ناآگاه تبديل شدند؟ چگونه مي‌توان اين همه را به مصاف سياسي و انتخابات خواند و ناگهان در پايان يا ميانه راه چنگ و دندان نشان داد و از همه امکانات و ابزارها و صدا و سيما و تريبون‌هاي مذهبي و سپاه و باتوم و گاز اشک آور و زندان و شکنجه و تير و تفنگ استفاده و بعد هم ادعا کرد که همه اين‌ها تقصير «خود شما» است ! صدا و سيما را با بودجه ملي به خدمت گرفت، برنامه پشيمان سازي به راه انداخت و در همين حال خود را به حمايت 40 ميليون راي دهنده در انتخابات مفتخر دانست؟! اين همان شعار پر مغز راهپيمايي مردم از انقلاب تا آزادي است که مي‌گفتند: «راي ما را دزديدند، دارند باهاش پز مي‌دهند.»
لازم مي‌دانم در اين مقطع که به ظاهر سير اداري انتخابات را پايان يافته تلقي کردند، مواردي را به عرض شما ملت شريف برسانم:
1. کتاب قطور خاطرات انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري نه تنها ذهن جامعه را پر کرده و توجه جامعه جهاني را متوجه ايران و مسوولين اجرا و نظارت و همه تصميم سازان نموده که براي هميشه در يادها و خاطره جامعه و تاريخ باقي خواهد ماند. در يک طرف مردمي که نظام و کشورشان را مي‌خواستند و مجد و عظمت آن را آرزو داشتند و به کيان آن فکر مي‌کردند و در ظلمات ياس و ناباوري روح اميد را در خود احيا نموده و براي تغيير و ساختن ايراني از نو آمدند ولي با عبور از ميدان‌هاي مين و موانع، ناباورانه با کمين به اصطلاح اجرا و نظارت دولت مواجه شدند که براي آنان و به نام آنان و بي‌شباهت به انتخاب و راي آنان، انتخاباتي را مهندسي نموده بود. در حقيقت هم ما و هم مردم بر اساس وعده و وعيده‌ها و نمايش فضاي دموکراسي بر اين باور بوديم که هنوز کفگير منافع مادي به تک ديگ امانت داري و ديانت و اخلاق اجتماعي نخورده و ته مانده‌اي از پاکي و صداقت مي‌تواند از راي مردم صيانت وآن را همان گونه که بود اعلام کند. در اينجا بايد اذعان کنم که مردم و برخي کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرايط انتخابات را مي‌شناختند و به کرات بي‌حاصلي برگزاري انتخابات و حساب کردن روي آراي مردم را يادآوري مي‌کردند که مجدانه بابت اين حسن ظن به مسوولين از مردم عذرخواهي مي‌کنم.
2. براي همه شهداي اين ماجراهاي انتخاباتي از خداوند رحمان آمرزش طلب مي‌کنم و آرزو مي‌کنم در سلسله شهدا محسوب شوند. به تک تک خانواده‌هايشان تسليت مي‌گويم و ضمن ابراز تاسف از اينکه حتي امکانات تجليل و بزرگداشت مناسبي هم براي تشييع و دفن و فاتحه فرزندانشان فراهم نشده، با آنها همدردي مي‌کنم. براي همه عزيزان، مجروحان و آسيب ديدگان بهبود و شفاي عاجل طلب مي‌کنم و مقصر همه اين شهادت‌ها، جرح و تخريب‌ها و اغتشاش‌ها را کساني مي‌دانم که حقوق مردم را زير پا گذاشتند، حتي به آنها اجازه راهپيمايي آرام ندادند و نه تنها امنيت آنها را تامين نکردند که آنان را مورد هجوم و ضرب و شتم و توهين و تحقير قرار دادند.
3. فضاي امنيتي که پس از انتخابات در کشور ايجاد شده مولود افکار معيوب و توهم توطئه‌هاي خود ساخته‌اي است که متاسفانه تلاش مي‌شود با تبليغات و استفاده يک طرفه از صدا و سيما آن را يک طرفه به اثبات رسانند. هيچ يک از گروه‌هاي سياسي شناخته شده و شخصيت‌هاي سياسي شناخته شده و شخصيت‌هاي عزيز سياسي و ميليون‌ها نفر مردمي که در راهپيمايي‌هاي آرام و مدني حضور داشتند هيچ مطالبه‌اي نداشتند جز اينکه رايشان چه شد. آنها جز در فکر حق آزادي و انتخابشان نبودند و توهم توطئه انقلاب مخملي ابزار سرکوب و برخورد با مخالفان سياسي جريان حاکم است. اصولا انقلاب‌هاي مخملي در کشورهاي اقمار شوروي سابق رخ داده، شرايط خاص خود را دارد و در هيج جاي ديگري نيز نمونه ندارد. مگر ما جز اقمار شوروي سابق بوده يا شده‌ايم؟ انقلاب مخملي با حضور افراد وابسته به انقلابي چون آقاي موسوي و اينجانب و ده‌ها ميليون‌ها نفري که به آنها راي نداده اند، معني ندارد. دستگيري و زنداني کردن هزاران تن از اقشار مختلف و از آن جمله چهره‌هاي سياسي، اجتماعي، دانشگاهي و مطبوعاتي و نگران داشتن خانواده‌هايشان بدون هيچ اتهامي و بعضا به صورت آدم ربايي، خلاف قانون و مصالح نظام و کشور است، اينان بايد هر چه سريعتر آزاد و از آنها اعاده حيثيت شود.
4. با ساز و کاري که قبل از انتخابات و توسط دولت و شوراي نگهبان و برخي نهادهاي عمومي انجام شده و نيز نحوه اجراي انتخابات و دخالت‌هاي دولت و نمايش شکايت پذيري و بازشماري آراي شوراي نگهبان و وقايع بعد از آن را عاملي در جهت باطل بودن انتخابات مي‌دانم و بر همين اساس دولت برآمده از آن را داراي مشروعيت و مقبوليت نمي‌دانم و در هيچ برنامه‌اي از جمله تنفيذ و تحليف آن شرکت نخواهم کرد.
5. به عنوان خدمتگزار کوچک مردم، انقلاب و نظام اسلامي و شاگرد بي‌ادعاي امام راحل از همه مردمي که در انتخابات شرکت کردند و به خصوص پس انتخابات نيز نسبت به پيگيري نتايج صحيح آن حساس بوده و هزينه‌ها پرداختند، قدرداني مي‌کنم و به پيشگاه همه آنها سر تعظيم فرو مي‌آورم، هر چند که با قدر ناشناسي بي‌سابقه‌اي مواجه شدند و مزدشان را با اتهام اغتشاش و انقلاب مخملي، ترور، خس و خاشاک، ده‌ها توهين ديگر و سرکوب گرفتند اما به همه توصيه مي‌کنم که راه انقلاب و امام و مصلحت کشور را با اين ناملايمات رها نکنيد، روحيه انقلابي و اسلامي و شعور سياسي خود را پاس داريد، همچنان به مانند امام که از «جمهوريت» همپاي«اسلاميت» ارزش مي‌داد، در مقابل تحجر، واپس گرايي و تغييرات بدعت گونه دفاع کنيد و بدانيد که خط امام تنها راه نجات مردم و کشور در مقابل ديکتاتوري، سرکوب، واپس گرايي و اسلام طالباني است. گرچه اين انتخابات و حوادث پس از آن به ارکان نظام و اعتماد شما آسيب جدي وارد کرد اما مطمئن باشيد که راي و اراده مردم پيروز نهايي اين تحولات خواهد بود.
6. بيشتر از گذشته به همه آنچه به عنوان برنامه انتخاباتي براي کشور مطرح کردم، باور دارم و از همکاران مي‌خواهم به آنچه مطرح کرده‌ام، فکر کنند:به لزوم برنامه محوري در اداره کشور، احياي حقوق شهروندي،احياي آزادي‌هاي سياسي و اجتماعي، پرداختن به حقوق اقليت‌هاي مذهبي و قومي و توجه جدي به مطالبات اقشار گوناگون، ارزش‌هاي فرهنگي و زباني متنوع ايران، توجه به حقوق زنان و برابري‌هاي مورد توجه و مطالبه آنان، استفاده از ظرفيت‌هاي به فراموشي سپرده شده قانون اساسي و چنانچه لازم باشد تغيير و بازنگري قانون اساسي به ويژه در ارتباط با قانون شوراها، اداره مناطق مختلف کشور،مسائل مربوط به انتخابات و شوراي نگهبان و موارد ديگر.
7. در جريان انتخابات و پس از اعلام نتيجه حيرت آور و اعجاب انگيز آن از هيچ اقدامي ولو مخاطره آميز دريغ نکرده‌ام که مواردي از آن حسب اقتضا از طريق بيانيه‌هايي به استحضار شما ملت بزرگ رسيده و طبعا بعضي از اقدامات ديگر در وقت مناسب اعلام خواهد ولي اجمالا يادآوري مي‌کنم از هيچ فرصت متصوري همچون تماس، رايزني، مکاتبه محرمانه با مراجع ديني و شخص رهبري و هر شخص حقيقي و حقوقي تاثيرگذار ديگر غفلت نکرده‌ام و صادقانه به شما مي‌گويم که آنچه در توانم بوده است را انجام داده ام، هرچند که در مواردي قرين توفيق نبوده است.
8. ضروري‌ترين مساله در شرايط کنوني حفظ روحيه انقلابي و سياسي در برابر کساني است که مي‌خواهند مردم نا اميد شده و از صحنه انتخابات خارج شوند.همه بايد وحدت انقلابي و روحيه سياسي را حفظ کرده و با جريان عظيمي که در اين انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهي خود را بازيافته به تشکيل و تقويت تشکل‌هاي مدني و حضور در احزاب و گروه‌هاي سياسي اصلاح‌طلب و تحول خواه و اميدوار به آينده بپردازند. من به سهم خود براي هرگونه همکاري با افراد و گروه‌هاي سياسي تحول خواه در اين مقطع حساس که به نظر مي‌رسد «جمهوريت» در کنار «اسلاميت» و «ايرانيت» در خطر است، دست همکاري و تشکيل جلسه واحد تحول خواهي و حرکت و تغيير را دراز مي‌کنم و از همه شخصيت‌ها و گروه‌هاي مختلف که به انديشه امام وفادارند، دعوت مي‌کنم به اين امر عظيم اقدام کنند.
مهدي کروبي تا آخر عمر پاي اين مردم و انقلاب اسلامي ايستاده است و تمامي مطالبات ملت را با تمام وجود و در قالب برنامه‌هاي اعلام شده به هر نحو ممکن پيگيري مي‌کنم و در هر شرايطي با هر امکاني به مبارزه ادامه خواهم داد و با دعوت از همه اين راه تاکيد مي‌نمايم که راه مصلحت کشور و انقلاب امام راحل به ايستادگي و هوشياري و حفظ آرامش و اجتناب از هر گونه پراکنده کاري نياز دارد. از علماي اسلام و بزرگان نيز دعوت مي‌کنم که در صحنه سياسي کشور و مصالح مردم مثل گذشته فعال و با نشاط باشند و به راهنمايي آنها مثل گذشته همت گمارند.
مهدي کروبي 09/04/1388

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 20:36 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه هجدهم خرداد 1388

فقط میر حسین!

 

ما منتظریم

 

فردایی سبز در پیش است.

 

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 7:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم فروردین 1388

نوروز

فرا رسیدن نوروز باستانی یاد آور شکوه  ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر

 شما ایرانی  پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 10:26 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

هم وطن!

انصراف کاندیداتوری خاتمی،استمداد قیم مابی و انحصار طلبی،غروب غم انگیز ترنم دموکراسی،چپاول دلارهای نفتی و

رزالت ایران در عرصه های جهانی تسلیت

نوشته شده توسط رویا و اوستا در 22:26 |  لینک ثابت   •